همشهری آنلاین: گلوریا امرسون روزنامهنگاری امریکایی بود که از ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ از ویتنام برای روزنامه نیویورک تایمز قلم میزد.
او در گزارشی با عنوان "برندگان و بازندگان" از تظاهرات ضد جنگی که در مخالفت با جنگ ویتنام از سوی سربازان بازگشته از این جنگ در واشنگتن راه افتاده بود و واکنشهای توأم با حیرت و بدبینی در ویتنام به آن نوشت. آنچه در ادامه میخوانید تکه پایانی گزارش اوست.
●●●
سپس تظاهراتی برگزار شد که چنان با تظاهرات دیگر متفاوت بود که حتی کسانی را در واشنگتن دیسی که چیزهای زیادی دیده بودند، شگفتزده کرد. کهنهسربازان ویتنام در واشنگتن دیسی تجمع کردند — فقط مردانی که کهنهسرباز بودند و میتوانستند آن را اثبات کنند — و همهچیز را به سمت کاپیتول مرمری سفید، ساختمانی که کنگره در آن به جنگ رأی مثبت داده بود، پرتاب کردند.
آنها مدالهای شجاعت را پرتاب کردند؛ نوارهای نشان را که از آستینهایشان کنده بودند، روبانهای یادبود دوران نبرد و گاهی بخشهایی از یونیفرم رسمیشان را پرتاب کردند.
برخی ویتنامیها در سایگون کمی شوکه شدند. روزنامهها، مجلات و رادیوی خودشان هیچ اشارهای به این ماجرا نکرد، اما عده کمی از آنها از آن باخبر شدند. یک ستوان ارتش جمهوری ویتنام که از جبهه آمده بود، گیج شده بود، زیرا هفت سال با پیادهنظام آمریکاییها آشنا بود و نمیتوانست تصور کند هیچکدام از آنها چنین کاری بکنند. ابتدا ستوان فکر کرد آمریکاییها به خاطر جنگیدن اینهمه دور از خانه، پول بیشتری میخواهند. قبولاندن اینکه دلیلش این نیست، کار آسانی نبود.
ستوان از من پرسید: «میخوان کی برنده جنگ بشه؟» انگلیسیاش خوب بود. گفتم: «اونا فکر میکنن جنگ جرمه. اونا از جنگ شرمندهان.»
ستوان سگرمههایش را درهم کشید کرد. او کاملاً مطمئن بود که آمریکاییها، بیش از همه، میخواهند جنگ را ببرند...
تظاهرات پنجروزه که توسط کهنهسربازان ویتنام علیه جنگ سازماندهی شده بود، اولین باری بود که آمریکاییهایی که در جنگی خارجی جنگیده بودند، خواستار پایان آن شدند، به شرکت در آن افتخار نمیکردند، فکر نمیکردند بهترین کار این است که کشورشان پیروز شود، و پاداشهایی را که برای انجام وظیفهشان، به عنوان مردان آرمانی پدران و ملتشان، به آنها داده شده بود، دور انداختند.
مطالعهای روی کهنهسربازانی حاضر در این اجتماع انجام شد. بیشترشان مردان بین ۲۱ تا ۲۵ سال بودند؛ تعداد کمی دانشگاه را تمام کرده بودند و نتوانسته بودند از معافیتهای تحصیلی دانشگاهی بهره ببرند. اکثریت داوطلبانه سربازی رفته بودند. تقریباً نیمی از پدرانشان کارگران یدی بودند. بیشتر کهنهسربازان در سه ماه اول حضورشان در پیتنام، نظرشان درباره دخالت آمریکا در آنجا تغییر کرد.
جمعه، ۲۳ آوریل، اردو را برچیدند. تخمین زده شد که بیش از دو هزار مرد از سراسر کشور آمده بودند؛ نیمی از آنها در واشنگتن اردو زده بودند. هیچ لوحهای نیست که نشان دهد در فضای سبز آنجا کدام درخت را کاشتهاند یا حالش چطور است. آخرین نیروهای آمریکایی بیست و سه ماه دیگر ویتنام ماندند. جنگ چهار سال دیگر ادامه یافت. بیشتر کهنهسربازان دوباره به همان شیوه برای توقف جنگ یا رستگاری خود تلاش نکردند. چون دیدند فایدهای ندارد و یکی یکی پراکنده شدند.
نظر شما